info [@] cashaf.ir
۰۲۱-۴۴۶۵۳۶۵۷
کشاف ارتباطات کار و سرمایه کشاف ارائه دهنده خدمات هدیه و وفاداری
کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ زیادی در زمینه‌ی تجارت الکترونیک فعالیت می‌کنند اما تعداد کمی از آن‌ها با ارائه‌ی خدمات جدید پرداخت، انتظارات خریدار را برطرف می‌کنند. زندگی در عصر ارتباطات روی بالا رفتن اطلاعات مردم و تغییر عادات خریدشان تأثیر گذاشته است. خرید کردن از طریق موبایل، خرید با یک کلیک، کیف پول‌های الکترونیکی و حتی پرداخت از طریق سیستم تشخیص چهره امکانات جدیدی هستند که نحوه‌ی خرید را متحول کرده‌اند. درنتیجه هر مشتری انتظار دارد تمام برندها در هر اندازه‌ای این خدمات را ارائه دهند. با این حال بسیاری از کسب‌وکارها هنوز از روش‌های جدید برای تسهیل خرید مشتری استفاده نمی‌کنند و این به معنای از دست دادن مشتری برای آن‌ها است.

این‌که شما کارآفرینی هستید که تلاش می‌کند سرمایه‌گذاران را برای راه‌اندازی کسب‌وکارش جذب کند، یا رهبر کسب‌وکاری که شرکت خود را برای اولین بار معرفی می‌کند، درهرصورت، فقط ۳۰ ثانیه فرصت دارید تا اولین برخورد خود را به برخوردی تاثیرگذار تبدیل کنید. در اینجا ارائه آسانسوری شما، بهترین ابزار برای انجام این کار است. اگر ارائه شما تاثیرگذار نباشد، ممکن است بسیاری از فرصت‌ها را از دست بدهید. اگر ارائه آسانسوری خود را از قبل آماده و در محیطی واقعی آزمایش کردید، ولی متوجه شدید که نتوانسته‌اید یک قدم بیشتر از مرحله «معرفی» بردارید، دلایل مختلفی برای این ناکارآمدی وجود دارد.

فرض کنید در حال پایین آمدن با آسانسور برای رسیدن به سالن کنفرانسی هستید که قرار است برای سرمایه‌گذاران ایده‌ی خود را ارائه کنید. فردی که در کنار شما ایستاده، یکی از سرمایه‌گذارانی است که قرار است در جلسه معرفی ایده‌ها حضور داشته باشد و می‌گوید: «من نیز در حال آمدن به جلسه ارائه‌ها هستم، ایده شما در مورد چیست؟» شما ۳۰ ثانیه یا کم‌تر زمان دارید تا ایده خود را به او توضیح دهید. در این زمان کم ایده خود را چگونه توضیح می‌دهید؟ شما نیاز به یک یا دو جمله ساده برای پاسخ دارید. این پاسخ باید به‌روشنی دربردارنده ارزش اصلی ایده یا کسب‌وکار شما باشد که قصد دارید آن را به مخاطب خود منتقل کنید. ارائه ۳۰ ثانیه‌ای شما باید شامل همه‌ی مواردی که در ادامه مطلب بیان شده باشد. میزان ثانیه‌های صرف شده برای هر بخش نیز مشخص شده است.

همکاری در فروش یا همان affiliate marketing این روزها جزو ترندهای برتر در زمینه ی فروش در دنیا شده است. شرکت های بزرگی مانند ebay از این روش برای فروش محصولاتشان استفاده می‌کنند. در داخل ایران نیز شرکت های بسیاری هستند که با اعطای نمایندگی یا قرارداد فروش، افراد مختلف را به همکاری در فروش محصولات خود ترغیب می‌کنند. نکته ی بسیار مهم این است که باید تفاوت بین همکاری در فروش و نتورک مارکتینگ یا همان بازاریابی شبکه ای را بدانیم. در روش های همکاری در فروش، هر فرد فقط به عنوان فروشنده در سیستم عضو شده و تنها میتواند از فروش محصولات خود درآمد کسب کند و معمولا برای گسترش شبکه ی همکاران فروش، برای معرفی افراد به سیستمهای همکاری در فروش به افراد جایزه یا پاداش داده میشود. این در حالی ست که در نتورک مارکتینگ هر فرد از فروش افراد زیرمجموعه ی خود سود به دست می آورد. این باعث میشود پس از مدتی هر فرد با معرفی تعدادی فروشنده از درآمد آنها استفاده کند و کم کم فروش را فراموش کند. در روش همکاری بیشترین درآمد هر فرد از سود حاصل از فروش خودش است و بنابراین افراد از چرخه فروش کنار نمی روند.

به این دو آمار توجه کنید: شما هم احتمالا مثل من شوک زده خواهید شد: 44درصد از کارمندان فروش بعد از اولین پیگیری سرنخ را رها می کنند 80درصد فروش حداقل نیاز به 5 پیگیری دارد! به عبارت دیگر 44 درصد کارمندان فروش یک پنجم تلاش لازم که منجر به فروش می شود را انجام می دهند! خوب به این 40 آمارکه در این مقاله بررسی خواهد شد توجه کنید، هیجان انگیز هستند!

کسب صلاحیت فروش از دیدگاه مشتری، در حقیقت نوعی بازی با پرسش ها است. اگر نتوانید سوالات خوبی بپرسید، نمی توانید نیازها را کشف کنید. به جز درمواقعی که سوالات درستی بپرسید، نمی توانید مشکلاتی را که نیازمند حل کردن هستند پیدا کنید. اما پرسیدن سوالات به نوعی مهارت نیاز دارد. به همین دلیل ما با هدف کسب صلاحیت فروش از دیدگاه مشتری، 10 توصیه را برای پرسیدن سوال های موثرتر جمع آوری کرده ایم. 1- برای پرسیدن سوال ها اجازه بگیرید. 2- ابتدا به مسائل کلی بپردازید و سپس کمی دقیق تر شوید. 3- سوالات خود را بر اساس پاسخ های قبلی مطرح کنید. 4- در جای مناسب از زبان مخصوص حرفه ی مشتری استفاده کنید. 5- سطح سوالات را ساده نگه دارید. 6- برای پرسش های خود یک سلسله مراتب منطقی داشته باشید. 7- پرسش ها را بدون هیچ گونه تهدیدی بیان کنید. 8- اگر یک پرسش حساس است، ارتباط آن را توضیح دهید. 9- روی منافع مطلوب تمرکز کنید. 10- برخورد خود را در حد مشاوره نگاه دارید.

استارت‌آپ‌های خود راه انداز یا Bootstrapping برای معرفی برند خود، ساعت‌های زیادی را صرف ایجاد کمپین‌های بازاریابی غیرمعمول در شبکه‌های اجتماعی آنلاین می‌کنند. مهم‌ترین دلیل استفاده از این روش، هزینه کم آن برای انتشار نام شرکت در میان مشتریان هدف است.علی‌رغم وجود شیوه‌های بازاریابی رسانه‌ای سنتی و غیرسنتی، امروزه کارآفرینان باید شیوه بازاریابی خود را به سمت بازاریابی تجربی سوق دهند و با مشارکت مشتریان و سرمایه‌گذاران احتمالی در این فرآیند و ایجاد شور و هیجان در میان عموم مردم، از این فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرند. بازاریابی تجربی فرآیندی است که بر ایجاد یک تجربه خوشایند و به یادماندنی برای مشتری تمرکز دارد و این کار را ازطریق به وجود آوردن یک ارتباط حسی میان مشتری و برند یا محصولات و خدمات انجام می‌دهد.

گیمیفیکیشن یا بازی سازی بطور خلاصه در چارچوب بهره برداری از ایده های بازی گونه در حوزه هایی که ماهیت بازی ندارند، تعریف می شود. از این رو مدتی است که بازی سازی در فضای کسب و کار با هدف جلب هرچه بیشتر توجه مشتریان انجام می گیرد. اما سوال این است: آیا این تکنیک همچنان به معنای واقع تاثیری در پیشرفت یک مجموعه کاری به خصوص موفقیت مالی آن، به دنبال خواهد داشت؟ اگر بخواهیم نگاهی واقع بینانه به موضوع داشته باشیم باید گفت گیمیفیکیشن انتخابی پر ریسک است؛ زیرا اگر از آن تا به امروز استفاده نکرده اید، عملا در میدان رقابت اقتصادی مقداری عقب افتاده اید! فراموش نکنید به کار گیری اصول گیمیفیکیشن برای ارتقا سطح یک مجموعه تجاری، در صورتی ارزش دارد که بخواهید به عنوان مدیری با چشم انداز قوی، خلاقیت و همچنین شجاعت شناخته شوید؛ پس هر چه زودتر دست به کار شوید!

یکی از بزرگترین اشتباهات در راه اندازی یک استارت آپ این است که شما بدون ارزیابی اولیه بازار محصولی را برای مشتری خود ارائه دهید. فرض کنید شما یک ایده عالی دارید و تیمی ایده آل هم تشکیل می دهید. سه چهار ماه زمان برای کدنویسی و ساخت محصول اولیه زمان صرف میکنید و بالاخره بعد از چهارماه وبسایت یا اپلیکیشن شما بالا می آید. حال تازه شروع به معرفی استارت آپ خود می کنید و تازه الان به این موضوع فکر می کنید که چگونه استارت اپ خود را معرفی کنم؟! اگر بهترین محصول را بسازید ولی تقاضایی برای آن نباشد چه می شود؟ اگر به هر دلیلی مشتری محصول ارائه شده را نپذیرد چه میشود؟ راه حل چیست؟ راه حل این است که قبل از ارائه محصول کامل یک MVP ساخته و بازار را تست کنیم. اما MVP چیست؟ اگر بخوام خیلی ساده معرفی کنم باید بگم (Minimum Viable Product) که به اختصار ام.وی.پی (MVP) خوانده می شود حداقل محصول قابل عرضه، ابزاری برای آزمودن فرضیه ها و یادگیری در فرآیند راه اندازی استارت آپ است.

یکی از اشتباهاتی که بسیاری از کسب و کارهای کوچک بیشتر از سایر اشتباه ها مرتکب می شوند، این است که “هر چه که باقی مانده باشد را برای تبلیغات استفاده می کنند“. بازاریابی و تبلیغات یک سرمایه گذاری است، نه هزینه. بدون سرمایه گذاری کافی در تبلیغات فروش شما کاهش خواهد یافت.متوسط هزینه تبلیغات معمولا ۱ تا ۵ درصد فروش ناخالص است، که می تواند بر اساس مکان، نرخ تبلیغات محلی، و صنعت متغیر باشد.جهت موفقیت، تبلیغات باید مزیتی برای مصرف کننده ارائه دهد یا مشکلی را حل کند. این مزیت یا راه حل باید مورد تقاضا مصرف کننده باشد. محصول یا خدمت شما باشد مستقیما با این مزیت یا راه حل پیوند خورده باشد. این مزیت یا راه حل باید از طریق تبلیغات رسانه ای ارتباط برقرار کنند. به عبارت دیگر، شفاف عمل کنید، زرق و برق تبلیغات را فراموش کنید و مطمئن شوید پیام در آگهی گم نشده است.

دسته بندی مقالات و مطالب