info [@] cashaf.ir
۰۲۱-۴۴۶۵۳۶۵۷
کشاف ارتباطات کار و سرمایه کشاف ارائه دهنده خدمات هدیه و وفاداری

بررسی مهمترین دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپا - بخش سوم



کمبود جریان نقدینگی

کمبود جریان نقدینگی یک عامل تکراری در شکست استارت‌آپ‌ها در هند است. در طرح کسب‌وکار باید یک جریان نقدینگی پایدار در نظر گرفته ‌شود.

نداشتن برنامه پشتیبان

برنامه پشتیبان ریسک استارت‌آپ‌ها را کاهش می‌دهد.

با سرعت مطمئن برانید

گسترش پیش از موقع: در بررسی دیگری که توسط شرکت StartUp Genome (با بررسی ۳۲۰۰ استارت‌آپ) در مورد علت شکست کسب‌وکارهای نوپا انجام شد، پدیده‌ای با نام «گسترش پیش از موقع» (Premature Scaling) مطرح شده است. این پدیده به معنای صرف هزینه فراتر از نیاز و ملزومات لازم برای رشد استارت‌آپ (برای مثال، استخدام نیروی فروش، بازاریابی) قبل از ایجاد تناسب محصول با بازار است. یک مثال از گسترش پیش از موقع زمانی است که یک کسب‌وکار نوپا به‌سرعت تیم خود را تا ۳۰-۴۰ نفر گسترش می‌دهد بدون آنکه هنوز مشتری جذب کرده باشد. در این مثال، مرحله واقعی استارت‌آپ در فاز دوم (Validation) است، درحالی‌که از نظر تیم در مرحله مقیاس‌پذیری (Scale) است.
استارت‌آپ به‌عنوان یک موجودیت در حال رشد در پنج مولفه کلیدی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد؛ این مولفه‌ها شامل مشتری، محصول، تیم، مدل کسب‌‌وکار و مسائل مالی است. میزان پیشرفت، وابسته به ‌اندازه‌گیری مقادیر متفاوتی است که در مراحل مختلف توسعه محقق می‌شود. یک استارت‌آپ با ایجاد تعادل در این پنج بعد می‌تواند سرعت پیشرفت خود را به حداکثر برساند و عمده دلایل شکست استارت‌آپ‌ها را می‌توان از تعادل خارج شدن یک یا بیشتر این ابعاد توصیف کرد. بر طبق آمار، حدود ۷۰ درصد از استارت‌آپ‌ها با پدیده گسترش پیش از ‌موقع مواجه هستند و این می‌تواند توصیف‌کننده نرخ شکست ۹۰ درصدی استارت‌آپ‌ها باشد.
در یک استارت‌آپ پایدار مولفه مشتری به‌عنوان شاخص اصلی در پیشرفت کسب‌‌وکار، لازم است هماهنگ با دیگر ابعاد یعنی محصول، تیم، مدل کسب‌‌وکار و مالی باشد. این بدان معناست که پیشرفت در هر یک از ابعاد باید به‌طور برابر انجام شود. در مقابل در استارت‌آپ ناپایدار یک یا تعداد بیشتری از این ابعاد جلوتر یا عقب‌‌تر از جنبه مشتری هستند. پدیده گسترش پیش از ‌موقع، نوع غالب در ناپایداری استارت‌آپ‌ها است.

  • در ادامه می‌توان به سه چالش تیم‌های استارت‌آپ در هنگام گسترش آن‌ها اشاره کرد:
  • چالش فضای فیزیکی (متناسب بودن اندازه شرکت با اندازه تیم)
  • چالش مقیاس‌پذیری سیستم‌های داخلی
  • چالش ارتباطات بین تیمی (همکاری‌های بین تیمی برای مثال بین تیم مهندسی و تیم بازاریابی برای رسیدن به تعامل بیشتر )

در گزارش منتشرشده توسط Startup Muster که در بررسی اکوسیستم استارت‌آپی کشور استرالیا در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، عواملی درونی زیر به‌عنوان چالش‌های پیش‌روی استارت‌آپ‌ها معرفی‌شده‌اند که بی‌توجهی به آن‌ها می‌تواند زمینه‌ساز شکست استارت‌آپ‌‌‌ها در نظر گرفته شود.
این عوامل عبارتند از:

  • جذب مشتری
  • تامین مالی
  • توسعه محصول
  • مشغله زیاد
  • مناسب بودن محصول/ بازار
  • تیم‌سازی
  • مدل کسب‌وکار
  • مناسب بودن مساله/ راه‌حل

نکته مهم دیگر، تفاوت در دلایل شکست استارت‌آپ‌ها با توجه به کسب‌وکارهای آن‌ها است. برای مثال موانعی که شرکت‌های تبلیغاتی برای موفقیت باید بر آن‌ها غلبه کنند با توجه به روبه‌رشد بودن این صنعت می‌تواند متفاوت باشد و شرکت‌های تبلیغاتی برای رسیدن به موفقیت باید بر موانع زیر غلبه کنند

رقابت

معمولا استارت‌آپ‌ها به‌دلیل کمبود منابع، مدیریت ضعیف منابع و تخصیص نامناسب بودجه شکست می‌خورند
رقابت شدید است، موانع ورود نسبتاً کم است و در نتیجه مقدار زیادی از استارت‌آپ‌ها نیاز به سرمایه‌گذاری دارند، نکته مهم یافتن بازار گوشه‌ای و ایجاد تمایز نسبت به سایر رقبا است. همچنین پایین بودن هزینه‌های جابه‌جایی برای مشتریان رقابت را شدیدتر کرده است.

رشد سریع

وقتی یک استارت‌آپ، بازار گوشه‌ای متناسب خود را پیدا می‌کند، تقاضا برای این محصول یا خدمت افزایش می‌یابد و لازم است که استارت‌آپ خود را با این رشد سریع وفق دهد. گسترش این رشد سریع، چالش مهمی برای استارت‌آپ‌ها خواهد بود. در اینجا بی‌توجهی به الزامات گسترش‌پذیری استارت‌آپ می‌تواند زمینه‌ساز شکست آن باشد.

اضافه کردن استعداد (Adding Talent)

جنبه دیگری از رشد سریع استارت‌آپ‌ها اضافه شدن استعداد‌های جدید به تیم است. نکته مهم و حیاتی، برخورداری از مهارت‌های فناورانه است.

بازار سریع (Fast-Paced Market)

فناوری با سرعت زیاد در حال رشد است و همگام بودن استارت‌آپ با این تغییرات یک چالش بزرگ محسوب می‌شود. بی‌توجهی به تغییرات بازار نیز منجر به شکست کسب‌وکارهای نوپا خواهد شد.

سایر عوامل

تخمین اشتباه در زمان رسیدن به سودآوری بیشتر استارت‌آپ‌ها تصور دارند در ۱۲ ماه اولیه طبق برنامه طرح تجاری خود به سودآوری خواهند رسید. در صورتی‌که در عمل، بیشتر استارت‌آپ‌ها در سه سال اول نقدینگی منفی دارند.

تخمین اشتباه و بیش‌ازحد اندازه بازار

بیشتر استارت‌آپ‌ها فکر می‌کنند توانایی جذب ۱ یا ۲ درصد از کل اندازه بازار را در کمتر از یک سال دارند، در صورتی‌که ۱ هزارم درصد سهم بازار را هم نمی‌توانند به‌دست آورند. زیرا برای به‌دست آوردن سهم بازار نیاز به صرف هزینه بازاریابی بالایی است.

مشکلات مالی و نقدینگی

عدم تأمین مالی در زمان درست و به‌موقع، مشکل همیشگی استارت‌آپ‌ها بوده است.

مساله جذب مشتری

همه محصول را دوست دارند ولی هیچ‌کس آن را نمی‌خرد؛ بین علاقه به محصول و خرید آن تفاوت زیادی وجود دارد.

هیچ روش قیمت‌گذاری یا مدل درآمدی وجود ندارد

بیشتر کسب‌وکارهای نوپا فرآیند ارزش‌گذاری مشتری را فراموش می‌‌کنند و مشتریان بالقوه و ارزش بالقوه مشتریان هدف با قیمت ارتباطی برقرار نمی‌کنند. این استارت‌آپ‌ها فراموش کرده‌اند که باید قیمت «ارزش‌محور» انتخاب کنند نه قیمت «هزینه‌محور».

نداشتن تجربه کافی فروش در تیم

بیشتر تیم‌های استارت‌آپی از افراد جوان و هوشمند تشکیل‌شده که هیچ تجربه فروشی ندارند. نکته بسیار مهم برخورداری از تیم مدیریتی متعادل و ترکیبی از مهارت‌ها است.

رقابت در محصولات و خدمات دیگر

همیشه رقابت وجود دارد، حتی وقتی فکر می‌کنید که همه‌چیز را در گوگل پیدا کرده‌اید، ممکن است با اتفاقی در یک جای دنیا شگفت‌زده شوید. محصولات و خدمات، همیشه به‌خوبی آنچه انتظار می‌رود، نیست.بیشتر کارآفرینان فکر می‌کنند که محصول یا خدمت منحصربه‌فردی دارند. اما حتی محصول منحصربه‌فرد هم همیشه خریداری نخواهد شد، در اینجا ادراک از محصول نقش مهمی دارد.

مشکلات درونی در تیم مدیریتی

دام برون‌سپاری: برون‌سپاری بیش از حد منجر به یادگیری کمِ اعضای تیم می‌شود. مساله مهم عدم کسب مهارت‌های لازم است. همچنین ارتباط با تیم برون‌سپاری هم گاهی کمی دشوار خواهد بود. اگر فعالیت‌ها در استارت‌آپ بیش از حد برون‌سپاری شود، به دلیل کمبود مهارت‌های حیاتی در تیم، آن استارت‌آپ با شکست مواجه خواهد شد.
دام جذب کاربر : برای موفقیت استارت‌آپ‌ فقط برخورداری از بازدید و ترافیک بالا اهمیت نخواهد داشت، بلکه از آنها بسیار مهمتر تعداد کاربران فعال (Conversion Rate) خواهد بود.
دام محصول یا بازار نامناسب: انتخاب اشتباه محصول یا بازار
تنها بودن موسس: برای موفقیت و شانس در جذب سرمایه حداقل تیم باید شامل دو نفر باشد.
مکان اشتباه: همه‌چیز یک استارت‌آپ را می‌توان تغییر داد به‌جز مکان بد آن را.
Marginal niche: بازار گوشه‌ای که استارت‌آپ انتخاب می‌کند نباید آن را به حاشیه ببرد. در واقع نباید ترسی از مواجهه با رقبا داشته باشد.
لجاجت (Obstinacy) : یا ناتوانی برای انطباق با آنچه کاربران می‌خواهند.
انتخاب پلتفرم اشتباه: اینکه یک استارت‌آپ چگونه می‌تواند خیلی سریع گسترش یابد و مقیاس‌پذیر باشد، بستگی به پلتفرم انتخابی دارد.

استخدام برنامه‌نویس بد

کندی در راه‌اندازی (Slowness in launching): پیش از راه‌اندازی، آنچه مهم است این است که در مورد ماهیت وجودی استارت‌آپ دچار شبهه هستیم. پس هرچقدر راه‌اندازی با تأخیر روبه‌رو شود، پاسخ این سؤال به تعویق خواهد افتاد.
سرعت در راه‌اندازی: راه‌اندازی پیش از موقع و زمانی که استارت‌آپ هنوز برای رشد سریع آماده نیست یا اینکه محصول برای ارایه آماده نیست.
نداشتن هیچ کاربر خاصی در ذهن: آیا مطمئن هستید که کسی به محصول شما علاقه‌مند ‌است؟ آیا اصلاً این افراد وجود دارند؟
پول خیلی کم: اگر پول خیلی کم باشد محصول با تمام پتانسیل و قابلیت‌های آن قابل ارایه نخواهد بود.
خرج پول خیلی زیاد: صرف بیش از حد پول قبل از این‌که به رشد کافی برسیم.
پول خیلی زیاد (Raising): شاید منجر به موفقیت شود حتی قبل از آن‌که محصول مفیدی ساخته شود ولی در آخر این کاربر است که باید به آن توجه شود نه سرمایه‌گذار.
مدیریت سرمایه ضعیف: بین خوشحال کردن سرمایه‌گذار و کاربر، همیشه خوشحالی و توجه به کاربر مدنظر خواهد بود. چون اگر کاربر راضی باشد، در نهایت سرمایه‌گذار هم پول خود را به‌دست خواهد آورد.
به خطر انداختن کاربران برای به دست آوردن سود: همیشه می‌توان پول را به‌دست آورد ولی راضی کردن کاربر در درجه اول اهمیت دارد.
ارتباط: همه مشکلات را نمی‌توان با برنامه‌نویسی حل کرد. کسب‌وکار در روابط ساخته می‌شود. باید بیرون رفت و با افراد دیدار کرد.

جمع‌بندی

همانطور که در این گزارش مشاهده شد دلایل شکست استارت‌آپ‌ها بسیار متنوع است. هر گزارشی این دلایل را متناسب با فضای کسب‌وکار خود مورد بررسی قرار داده است تا بتواند مهمترین دلایل را پیدا کند و با تمرکز بیشتری بر رفع آن‌ها اهتمام ورزد. به طور کلی می‌توان نشان داد که تمامی دلایل شکست کسب وکارهای نوپا به دو بخش تقسیم می شوند. بخش اول عواملی که مربوط به خارج کسب وکار است مانند چالش‌های حقوقی، چالش‌های مالی و پرداخت و فقدان مشوق‌های سرمایه‌گذاری. بخش دوم مربوط به عوامل داخلی کسب‌وکار است که باوجود کنترلی که بر آن‌ها داشته اما منجر به شکست کسب‌وکار شده‌است. این عوامل عبارتند از: زمان و مکان نامناسب در ارایه محصول، ضعف در تشخیص نیاز بازار و مشتریان، عملکرد نامناسب محصول، عملکرد ضعیف در مقابل رقبا، مشکلات مربوط به تیم استارت آپ و مجموعه موسسان کسب‌وکار نوپا، مشکلات ناشی از مدیریت ضعیف بر هزینه‌ها و درآمدها و ضعف در استراتژی‌ها و مدل کسب‌وکار.

بررسی مهمترین دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپا - بخش اول

بررسی مهمترین دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپا - بخش دوم

دسته بندی مقالات و مطالب

آخرین مقالات و مطالب